خاطره سه شنبه 20 امرداد ماه 1383 مصادف با 11 اگوست 2004 و 24 جمادی الثانی 1425

امروز صبح خبر دادند که حاج آقای عزتی و کارگروه کمیسیون ارزشیابی اسناد می خواهند به سرخس بروند و اسناد آنجا را مورد ارزشیابی قرار دهند و آنهایی را که ارزش دارد به مشهد منتقل کنند و اوراق زاید آن را امحاء نمایند.از آنجا که آقای سالم حسین زاده به زادگاه خود سورشجان رفته بود از من خواسته شد در این ماموریت شرکت کنم. من می دانستم این جلسات برای حسین زاده خیلی مهم می باشد برای همین به آقای زمانی[حسن] نماینده بازرسی در این جلسات که به عنوان دبیر جلسه شناخته می شود زنگ زدم و از ایشان خواهش کردم این ماموریت به هفته آینده موکول شود تا همکار ما هم از سفر برگردد و در ضمن بین ما هم دلخوری و کدرورتی به وجود نیاید. آقای زمانی به من گفتند: حاج آقای عزتی اول شهرویر ماه حکم بازنشستگی شان می آید و عجله دارند همین هفته کار را هر چه سریع تر به پایان برسانند و فرصت دیگری برای انجام این ماموریت وجود ندارد برای همین من باید به عنوان نماینده اسناد در شهر سرخس حضور داشته باشم. نکته جالب این بود که آقای کهن مدیر کتابخانه آستان قدس در شهر سرخس قرار است تیم فوتبال آنجا را به مشهد آورده و یک بازی دوستانه با تیم کتابخانه آستان قدس برگزار نماید که اگر قرار شود من به سرخس بروم امکان حضور در این مسابقه را نخواهم داشت. امروز قرار بود با خبرگزاری ایسنا مصاحبه داشته باشم قرار ما ساعت 14 بود که با نیم ساعت تاخیر با من تماس گرفتند در ضمن در حین مصاحبه ضبط صوت آنها دائم صدا می کرد و تمرکز من را بر هم می زد خانم خبرنگار هم با همین مشکل مواجه بود و با همکارش صحبت می کرد تا مشکل ضبط صدا را بر طرف نماید و به حرف های من توجه نداشت و این موضوع نظم فکری مرا مختل کرده بود.امیدوارم در پایان یک ویراستاری خوبی در مورد مطالب گفته شده توسط من انجام شود اما در مجموع به عنوان تجربه اول چندان هم بد نبود. دیروز جلسه شورای نفایس اسناد بود و خانم طلایی در خصوص راه اندازی نمایشگاه دائمی برای اسناد صحبت کردند و از ما خواستند به دنبال این کار باشیم.در ضمن از قول جناب آقای دکتر برادران ریاست محترم سازمان گفتند: فن بیان بچه های اسناد ضعیف است و باید آن را تقویت کنند تا از این حالت فعلی خارج شود آقای دکتر به ما نمره 13 را داده اند و از ما به هیچ وجه راضی نیستند. من باید خیلی تمرین کنم تا نمره خودم را بالای 15 برسانم.خودم می دانم بزرگترین نقطه ضعف من همین فن بیان است و باید خیلی تمرین کنم تا بتوانم جملات را با رعایت قواعد دستوری به صورت پیوسته و بدون مکث در ارتباط با موضوع بیان کنم.در هنگام توضیح دادن از کلماتی مانند مثلا،بعد،به اصطلاح،چیز و ... که وقفه در جمله اصلی به وجود می آورد استفاده می کنم.کار سختی است و امیدوارم روزی به این مرحله برسم.مشکل دیگر تکرار بعضی از حرف ها و جملات می باشد و آنها از نظر من مهم است و چند بار آن را می گویم و درست آن این است که بعد از توضیحات در جمع بندی بندی نهایی بعضی از نکات مهم را به عنوان نتیجه و کلید واژه های اصلی بگویم. امروز قرار بود جلسه ای با سرکار خانم طلایی در مورد کتابخانه تخصصی اسناد داشته باشیم که متاسفانه به دلیل مشغله مدیریت محترم امور اسناد این جلسه به زمان دیگری موکول شد. از نکات دیگر اینکه پس از 5 ماه در مورد بازخرید مرخصی های استحقاقی کارمندان کتابخانه امروز به حساب گروه اول پول واریز شد و من هنوز باید مدتی دیگر منتظر بمانم.همکاران ما در ادراه مرکزی و اماکن متبرکه به محض درخواست حد اکثر ظرف سه هفته پول به حساب آنها واریز می شود اما کتابخانه از وقتی مستقل شده است برای پرداخت این هزینه ها زمان فراوانی سپری می شود و بالغ بر 5 ماه و 6 ماه می شود و این از معایب سازمان مستقل شدن می باشد و امیدوارم مسئولین امر فکری به حال این مشکل کارکنان کتابخانه بنمایند و به آنها مانند سابق که زیر مجموعه مستقیم اداره مرکزی بودند نگاه شود.