خاطره عزل مدیریت اسناد قسمت اول
خاطره دو شنبه یازدهم آبان ماه 1383
امروز صبح در حالی که با عجله به سوی سرویسهای آستان قدس میدویدم زیرا کمی دیر شده بود خوشبختانه در راه حاجی بختیاری را دیدم که میخواست به مدرسه برود و مسیر او از طرف حرم مطهر بود و مرا هم سوار ماشین خود کرد در مسیر به من گفت حکم عزل خانم طلایی صادر شده و ظرف همین دو سه روز اخیر اعلام رسمی خواهد شد. من موضوع را به سختی باور کردم البته از مدت ها قبل این حرف را از گوشه و کنار شنیده بودم که ایشان رفتنی باشند اما با توجه به اینکه آقای دکتر برادران از ایشان حمایت میکردند باور نمیکردم تا زمانی که ایشان رئیس سازمان باشند بخواهند مدیریت اسناد را عزل نمایند.
صبح طبق معمول ابتدا بر سر مزار شهید سوزنچی حاضر شدم و از آنجا به اداره رفتم. آقای ترشیزی از من درخواست کرد سریع به نمایشگاه بروم من ابتدا در مراسم قرآن خوانی صبح های ماه مبارک رمضان شرکت کردم و سپس خودم را به نمایشگاه رساندم.
اسم نمایشگاه در پرتوی قرآن بود که با اسناد و عکسهای قدیمی با موضوع قرآن خوانی در حرم مطهر و به ویژه حفاظ آستان قدس آن را برگزار کردیم متأسفانه امروز صبح یکی از ویترین های ما را خالی کرده بودند و به جای آن رحل های قرآن گذاشته بودند و نظم موضوعی و تاریخی اسناد ما را بر هم زدند و هر چی اعتراض کردیم فایده نداشت.
در نمایشگاه هر کس ما را میدید در مورد عزل خانم دکتر طلایی از ما می پرسید و همه سازمان خبر به این داغی و مهمی را فهمیده بودند بچه ها می گفتند دیروز ساعت 11 صبح نامه را دکتر نوشته و تا امروز صبح همه کارها انجام و حکم تایپ شده و با امضای آقای دکتر به دست آقای مجید داوطلب مسئول دفتر مدیریت اسناد رسیده است. خیلی ها شاد بودند مانند آقایان فتحی، نیکپور، عیدیان ، رفعت، نظرزاده، حسامی، حسین زاده و .... و کسانی مانند من داوطلب، محبوب و سوهانیان حقیقی از این خبر ناراحت بودیم و البته عده زیادی هم بی طرف بودند. از قبل قابل پیش بینی بود که ایشان را عزل نمایند اما حد اقل به این زودی و با این سرعت انتظار این کار را نداشتیم و برای همین غافل گیر شدیم
جواد قوی اصل حکم را در دفتر ریاست سازمان به من نشان داد حکم خوبی بود و از خانم طلایی تعریف و تشکر فراوان بابت راه اندازی اداره اسناد و رشد و پیشرفت همه جانبه آن کرده بودند و در پایان برای ایشان آرزوی موفقیت کرده بودند.
همه از این موضوع شوکه شده بودند که علت این کار چه بود؟ مخالفان علت عزل را دیکتاتوری، انتقال کارمندان مخالف، ندادن اسناد به افراد و ... را ذکر میکردند و موافقان هم می گفتند از دانشگاه امام رضا (ع) ایشان را برای تدریس خواسته اند و برای آنکه انتقال به آنجا به راحتی انجام شود استعفای خود را نوشته اند تا با خیال آسوده در کتابخانه و مرکز اسناد پژوهش کنند و در آنجا تدریس کنند. نکته جالب اینکه تا دیروز من زیر دست ایشان بودم و از امروز ایشان کارشناس پژوهش و زیر مجموعه بخش مخزن اسناد شدند لعنت بر این روزگار که چه کارها که با ما آدمیان نمی کند!!!
روزگار است آنکه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد